نمایش گزارش

تاریخ ایجاد: دوشنبه 22 بهمن 1396 تعداد بازدید: 252 تعداد نظرات ارسالی: 0 نویسنده: host
گزارش: مقایسه دولتهای سنتی و دولتهای مدرن
اندیشمندان و متخصصان مختلفی در شکل گیری خدمات عمومی نوین نقش داشته­اند که بعضی از آنها البته با یکدیگر اختلافاتی نیز داشته­اند. از بعد نظری نیز عوامل مختلفی به عنوان عامل پیش برنده در نزج و شکل­گیری خدمات عمومی نوین موثر بوده است که از مهمترین آنها می­توان به نظریه­های شهروندی مردم سالار، الگوهای جامعه مدنی، انسان­گرایی سازمانی و نظریه گفتمان اشاره کرد (دن­هارت و دن­هارت، 2000؛ یعقوبی، 1393). 

براساس نظریه­های شهروندی مردم سالار که در نظریه­های اجتماعی و سیاسی نیز به آن توجه خاص مبذول می­شود، الگوی قالب روابط میان دولت و شهروند باید بر مبنای نگاه شهروند محوری پی­ریزی شود و شهروندان صرفا به عنوان افرادی که در جستجوی منافع شخصی خودشان هستند، تلقی نشوند. در چارچوب این نظریه، تقدم منافع جمعی بر منافع شخصی مورد تاکید قرار می­گیرد. مدیران دولتی از دیدگاه نظریه شهروندی مردم­سالار، مردم را شهروند به شمار می­آورند؛ کنترل­ها را کاهش می­دهند؛ اقشار مختلف جامعه را در فرایند قدرت و تصمیم­گیری مشارکت می­دهند و همکاری میان شهروندان و نیز شهروندان با دولت را تشویق می­کنند. همچنین پشتیبانی مدیریت دولتی از جامعه مدنی به ویژه در سطح حکومت­های محلی در الگوی خدمات عمومی نوین مورد تاکید است. دولت برای ایفای مطلوب این نقش باید به ایجاد نهادهایی اقدام کند که به طور فعال منافع شهروندان را مورد توجه قرار دهند و با ساز و کارهای مناسب آنها را برای کنش­های مورد نیاز نظام سیاسی بزرگ­تر آماده سازد. وجود نهادها، گروه­ها و انجمن­های کوچک فعال در سطح محلی طیف­های مختلف جامعه را با نگرش­ها و منافع مختلف ساماندهی می­کند و جریان­های فکری را از پراکندگی در می­آورد و با ایجاد حلقه­های واسط، زمینه تبادل نظر و تعامل سازنده میاد شهروندان را فراهم می­آورد. این گروه­های کوچک و کارکردهای آن در سطحی کلان­تر بستر شکل­گیری جامعه مدنی را به وجود می­آورند. در این میان، نقش دولت مهم و حیاتی است. به گفته کینگ و استیورز[1] (1998)، دولت می­تواند ارتباط میان شهروندان با نهادهای کوچک جامعه مدنی را تسهیل و از تداوم این ارتباط پشتیبانی می­کند(یعقوبی، 1393).

انسان­گرایی سازمانی و نظریه گفتمان یکی دیگر از ریشه­ها و مبانی مفهومی و نظری خدمات عمومی نوین است که با نقد رویکردهای تجربه گرایی و سلسله مراتبی، به ملاحظات انسانی هم در درون سازمان­های دولتی ـ در ارتباط با کارکنان ـ و هم در بیرون سازمان­های دولتی ـ در ارتباط با شهروندان ـ تاکید می­کند. بر اساس نظریه گفتمان حکومت باید بر مبنای خدمت صادقانه و گفتمان آزاد میان شهروندان و مدیران دولتی شکل گیرد (دن­هارت و دن­هارت، 2000؛ یعقوبی، 1393). دن­هارن با در نظر گرفتن مدیریت دولتی سنتی به عنوان تز و مدیریت دولتی نوین به عنوان آنتی تز، سنتزی به نام "خدمات عمومی نوین" پیشنهاد کرده است که منافع عمومی را کانون توجه خود قرار می­دهد. منافع عمومی مورد توجه دن­هارت، منافعی است که ورای منافع شخصی افراد است. بر این اساس او معتقد است: "فرض محوری مدیریت دولتی نوین این است که تجمیع منافع شخصی افراد هر جامعه، تقریب مناسبی از منافع عمومی آن جامعه است" (یعقوبی، 1393).

دن­هارت با رد پیش فرض اصلی مستتر در این پارادایم و تشبیه آن به تمثیل معروف فیل و نابینا می­گوید: آن که پای فیل را لمس می­کند تصور می­کند که تنه درخت است، کسی که گوش آن را لمس می­کند فکر می­گند که بادبان کشتی است و آنکه عاج آن را لمس می­کند می­پندارد که نیزه است. در عالم تمثیل و تشبیه افراد یک جامعه نیز در تعقیب منافع شخصی خود نسبت به منافع عمومی نا بینا می­شوند. لذا همچنان که فیل، ترکیبی از درخت، بادبان و نیزه نیست، منافع عمومی جامعه نیز حاصل جمع منافع شخصی افراد نیست. به عقیده دن­هارت، تنها به دو طریق است که این افراد نابینا می­توانند در مورد چیستی و ماهیت فیل اظهار نظر کنند (یعقوبی، 1393):

یکی از طریق یک ناظر کل و دیگری از رهگذر برقراری یک گفتمان با یکدیگر (دلئون و دن­هارت، 2002). بدین ترتیب او به ضرورت وجود دولت (به عنوان یک ناظر کل) و جامعه مدنی (به عنوان بستری برای گفتمان) در تصحیح عملکرد بخش خصوصی اشاره می­کند (وارث، 1380؛ یعقوبی، 1393).

دن­هارت در تبیین سیر تحول ادبیات مدیریت دولتی از رویکرد خدمات عمومی نوین به عنوان جایگزینی برای مدیریت دولتی نوین یاد می­کند و آن را در مقایسه با رویکرد­های مدیریت دولتی سنتی و مدیریت دولتی نوین تکامل یافته تر ارزیابی می­کند. او معتقد است که ادبیات مدیریت دولتی از مدیریت دولتی سنتی به مدیریت دولتی نوین و در نهایت به رویکرد خدمات عمومی نوین تغییر یافته است (یعقوبی، 1393).

مبانی نظری و معرفت شناختی مدیریت دولتی سنتی از نظریه ها و مفاهیم علوم سیاسی تاثیر پذیرفته است، در حالی که در مدیریت دولتی نوین، نظریه­های اقتصادی و مکتب اصالت تجربه و عملگرایی نفوذ دارند و در رویکرد خدمات عمومی نوین که با حکمرانی خوب و حکمرانی مردم­سالارانه همسویی دارد، نظریه­های مردم سالاری و مبانی معرفت شناسی تفسیری و پسا مدرن محورهای اصلی خدمات عمومی نوین هستند. دن­هارت با تعریف مولفه­هایی، خدمات عمومی نوین را با مدیریت دولتی نوین و مدیریت دولتی سنتی مقایسه کرده که خلاصه آن در جدول 2-4 آمده است (یعقوبی، 1393).

§        پیشنهادات خدمات عمومی نوین برای مدیریت دولتی

1-  در الگوی خدمات عمومی نوین شعار ( خدمت کردن به جای هدایت کردن ) مطرح شده است. به عقیده دن­هارت، پیچیدگی حاکم بر شرایط امروزی جوامع، سیاست­ها و برنامه­هایی را می­طلبد که خروجی تعامل گروه­ها و سازمان­های مختلف و برایند دیدگاه­ها و منافع قشرهای مختلف جامعه باشد، از این رو به دیوان­سالاران دولتی توصیه می­کند به جای اینکه به کنترل و "هدایت جامعه" بپردازند، به فکر ایجاد و تقویت تعامل سازنده میان گروه­ها و طیف­های مختلف جامعه و تحقق منافع جمعی باشند، به جای اینکه صرفا به وضع قوانین و مقررات تشویقی و تنبیهی بپردازند، فضایی فراهم کنند که ائتلافی از سازمان­های دولتی، خصوصی، غیر انتفاعی و نهادهای جامعه مدنی در تعاملی سازنده مشکلات عمومی را شناسایی و برای آن راه حل­های مناسب پیدا بکنند و به جای اینکه مثل گذشته در برابر تقاضای ارباب رجوع بگویند "بله" این خدمت را فراهم خواهیم کرد یا "خیر" باید گفت: "بیایید با مشارکت هم ببینیم چه می­توانیم انجام دهیم" (دن­هارت و دن­هارت، 2000؛ یعقوبی، 1393). مدیران دولتی براساس این رویکرد شهروندی باید علاوه بر نقش خدمت دهنده، نقش­های جدیدی چون میانجی، آشتی دهنده و احقاق حق شهروندان را نیز بر عهده بگیرند.

2- خدمات عمومی نوین بر منافع عمومی و فرایندی که بتواند این منافع را تبیین کند تاکید دارد. بر این اساس، چشم انداز و آینده مطلوب جامعه موضوعی نیست که صرفا به وسیله رهبران سیاسی و مدیران دولتی ترسیم شود (یعقوبی، 1393).


 جدول 2-4- مقایسه خدمات عمومی نوین با مدیریت دولتی نوین و مدیریت دولتی سنتی (دن­هارت و دن­هارت، 2000؛ به نقل از یعقوبی، 1393)

                  رویکردها

مولفه­ها

مدیریت دولتی سنتی

مدیریت دولتی نوین

خدمات عمومی نوین

مبانی نظری

نظریه سیاسی

نظریه اقتصادی

نظریه­های مردم سالاری

معرفت شناختی

علوم اجتماعی

علوم اجتماعی پزیتیویستی و اثبات گرا

(اصالت تجربه)

رویکرد کثرت گرایانه با تاکید بر رویکردهای معرفت شناسی پوزیتیویستی، تفسیری، انتقادی و پست مدرن

عقلانیت و الگوی غالب رفتاری

عقلانیت اجمالی به انسان اداری

عقلانیت اقتصادی، انسان اقتصادی یا تصمیم­گیرنده در جستجوی منافع شخصی

عقلانیت راهبردی آزمون انواع عقلانیت

(سیاسی، اقتصادی و سازمانی)

چگونگی تبیین منافع عمومی

منافع عمومی از طریق نهادهای سیاسی در قبال دولت و ارباب رجوع

منافع عمومی تجمیع منافع شخصی افراد جامعه است

منافع عمومی برآیندی از گفتمان و توافق گروه­ها نسبت به ارزش­های مشترک است

وظیفه شناسی

وظیفه شناسی در قبال دولت و ارباب رجوع

وظیفه شناسی در قبال مشتری

وظیفه شناسی در قبال شهروند

نقش دولت

پاروزدن: دولت با رویکرد تصدیگری به اجرای خط مشی­ها و ارائه کالا و خدمات می پردازد

هدایت کردن: دولت به عنوان تسهیل کننده و راهبر نیروهای بازار عمل می­کند

Text Box: 54خدمت کردن: دولت به توانمندسازی شهروندان و خلق ارزشهای مشترک میان آنان می­پردازد

ساز و کارهای دستیابی به اهداف خط مشی

ساز و کار اداری اجرای برنامه ها از طریق سازمانهای دولتی موجود

ساز و کارهای جلب مشارکت بخش خصوصی و غیر انتفاعی و ایجاد مشوقهای لازم جهت ترغیب بخشهای مذکور به مشارکت بیشتر در اجرای برنامه­ها

ساز و کارهای پیوندی و ایجاد ائتلاف میان سازمانهای دولتی، خصوصی و غیر انتفاعی

رویکرد پاسخ­گویی

پاسخگویی سلسله مراتبی: مدیران باید به رهبران سیاسی که با روش مردم سالاری انتخاب شده اند پاسخگو باشند

پاسخگویی بازار محور: مدیران دولتی باید به مشتریان پاسخگو باشند

پاسخگویی چندجانبه: مدیران دولتی باید در قبال قانون، ارزشهای اجتماعی، هنجارهای سیاسی، منافع عمومی، استانداردهای حرفه ای و حقوق شهروند پاسخگو باشند

آزادی عمل مقامات اداری

مقامات اداری آزادی عمل محدودی دارند

مقامات اداری به منظور تحقق اهداف کارآفرینانه، دارای آزادی عمل گسترده­ای هستند

آزادی عمل امری ضروری اما محدود بوده و توأم با پاسخگویی است

ساختار سازمانی

سازمانهای دیوان سالار با اقتدار سلسله مراتبی و تاکید بر مقررات

سازمانهای غیردولتی متمرکز و منعطف

سازمانهای با ساختار شبکه ای مبتنی بر همکاری متقابل

ساز و کارهای انگیزشی

حقوق و مزایا

فضای کارآفرینی، تعلق خاطر و اراده جدی نسبت به کاهش اندازه دولت

خدمت به مردم


3- پس از آنکه چشم انداز، آینده مطلوب و اهداف کلان با رویکرد جمعی و تبادل نظر و توافق گروه­های مختلف جامعه مدنی ترسیم شد، مرحله عملیاتی کردن آن فرا می­رسد. خدمات عمومی نوین با واگذاری فرایند اجرا به دولت و فاصله گرفتن گروه­های مختلف نظام اجتماعی از آن مخالف است و تاکید می­کند همان طور که فرایند هدف گذاری با رویکرد جمعی دنبال شده است در فرایند اجرا نیز باید زمینه مشارکت و همکاری گروه­های مختلف جامعه و حتی مسئولیت پذیری جمعی فراهم شود (یعقوبی، 1393).

4- در خدمت عمومی نوین، منافع عمومی حاصل جمع منافع شخصی افراد فرض نمی­شود، بلکه منافع عمومی برآیند گفتمان پیرامون "ارزش­های مشترک" است. براین مبنا، روابط میان دولت و شهروند شبیه روابط بخش خصوصی با مشتریانش نیست و دیوان سالار دولتی برخلاف مدیران بخش خصوصی، صرفا پاسخگوی خواسته­های مشتریان نیست، بلکه تسهیل کننده فرایندهای ارتباطی میان گروه­های مختلف شهروندی با یکدیگر، دولت و همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل است (یعقوبی، 1393).

5- پاسخگویی در بخش دولتی بسیار پیچیده است با وجود این، مدیریت دولتی سنتی با تاکید بر پاسخگویی سلسله مراتبی در ساختار دیوان سالاری دولتی و پاسخگویی به مقامات سیاسی و همچنین مدیریت دولتی نوین با تاکید بر نقش کارآفرینی مدیر و پاسخگویی وی نسبت به مولفه­های کارآمدی، اثر بخشی هزینه و فشارهای بازار، چشم انداز محدودی را در بر می­گیرد. خدمات عمومی نوین با انتقاد از دید محدود و ساده­نگر پاسخگویی مورد توجه مدیریت دولتی سنتی و نوین و با فراتر رفتن از آن، پاسخگویی چند جانبه دیوان سالاران دولتی به قوانین اساسی و عادی، ارزش­های اجتماعی، هنجارهای سیاسی، استانداردهای حرفه­ای و حقوق شهروندی را دنبال می­کند (یعقوبی، 1393).

6- خدمات عمومی نوین بر اهمیت "مدیریت از طریق افراد" در سازمان­ها تاکید می­کند. بر این اساس، سیستم­های بهبود بهره­وری، مهندسی مجدد فرایندها و ارزیابی عملکرد ابزارهای مهمی در طراحی سیستم­های مدیریت است، اما خدمات عمومی نوین، هر نوع اقدام در راستای کنترل رفتار انسان را که در آن به ارزش­ها و منافع اعضای سازمان توجه کافی نشود، موفقیت آمیز نمی­داند (یعقوبی، 1393).

7- خدمات عمومی نوین، از رویکرد مدیریت دولتی نوین در ارتباط با تشویق مدیران به فکر و عمل کردن مشابه کارآفرینان بخش خصوصی (آزبورن و گیبلر، 1384) انتقاد می­کند و غلبه این طرز تفکر را در سازمان­های دولتی که صرفا به افزایش بهره­وری، رضایت مشتریان و استفاده از فرصت­ها می­انجامد، نوعی سطحی نگری قلمداد می­کند. این در حالی است که مدیران دولتی مالک سازمان­ها و برنامه­های آن نیستند بلکه شهروندان مالک واقعی دولت و سازمان­های دولتی هستند. خدمات عمومی نوین، به مدیران دولتی توصیه می­کند ضمن مشارکت دادن افراد در ساختار قدرت و سپردن اجرای امور به آنان، نقش خود را در فرایند حکمرانی به عنوان کارآفرین باز تعریف کنند (دن­هارت و دن­هارت، 2000؛ یعقوبی، 1393).



[1] King & Stivers

print



rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر کد امنیتی :
وارد نمودن کد